خدا شفام بده! :))
به نام خدای رحمن و رحیم
سلام
------------------
دیالوگ من و داداشم امروز(امشب؟!) سحر:
من: امروز چندم رمضان ه؟ اصلاً حساب کتابش دستم نیست! :|
داداش: یازدهم.
من: بعد اون وقت چندشنبه ست؟
داداش: چهارشنبه.
مجدداً داداش: 18 ام تیر هم هستیم! (ینی دیده کلاً تعطیلم، اینو خودش گفت! )
من: نه دیگه اینو می دونستم!
من در ادامه: آخه اینو دیشب ازت پرسیده بودم!
پ.ن. اعتراف می کنم موقع نوشتن همین پست بازم یادم رفت که چندم رمضان هستیم، یازدهم یا دوازدهم! رفتم چک کردم مطمئن شدم!
حساب زمان و همه چی از دستم در رفته.. فقط دارم همین طوری می رم جلو :|
خیلی بد شدم، خیلی قاطی شدم، خیلی.. :|
-----------------
یه عادت نه چندان جدیدی که پیدا کردم اینه که، هندزفری رو می ذارم تو گوشم و به کارم ادامه می دم، بعد از چند دقیقه می بینم هیچ آهنگی رو پلی نکردم و همین طوری که دارم به کارام می رسم، همچنان با جدیت هندزفری رو در گوش دارم!! 

به نظرتون ینی خوب می شم؟! 

[ چهارشنبه 93/4/18 ] [ 6:46 صبح ] [ ریحانه ]